به گزارش نیپنا، گزارش ویژه S&P Global Energy با عنوان «APIC 2026: Emerging Stronger» نشان میدهد که بحران تنها یک شوک موقتی به بازار وارد نکرده، بلکه تولیدکنندگان و مصرفکنندگان آسیایی را وادار کرده است درباره امنیت خوراک، مسیرهای تأمین، الگوی تجارت و راهبردهای تولید خود بازنگری کنند. در این میان، نفتا به یکی از نخستین و مهمترین نقاط انتقال شوک جنگ به زنجیره پتروشیمی تبدیل شده است.
شوک نفتا؛ زمانی که دسترسی از قیمت مهمتر میشود
پیش از آغاز حمله به ایران، تنگه هرمز یکی از حیاتیترین مسیرهای انتقال خوراک پتروشیمی به آسیا بود. بر اساس برآوردهای S&P Global Energy CERA، روزانه نزدیک به ۱.۲ میلیون بشکه نفتا از این مسیر عبور میکرد؛ رقمی که معادل حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد نیاز وارداتی آسیا به نفتا و حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد صادرات نفتای خاورمیانه بود.
به این ترتیب، هرگونه اختلال در این مسیر صرفاً یک مشکل حملونقل نبود؛ بلکه مستقیماً یکی از پایههای تولید پتروشیمی آسیا را هدف قرار میداد.
شدت این اختلال در آمار صادرات بهوضوح دیده شد. بر اساس دادههای S&P Global Commodities at Sea، صادرات نفتای خاورمیانه در ماه مارس به حدود ۶۹۲ هزار تن کاهش یافت؛ رقمی که کمتر از یکپنجم صادرات ماه فوریه، یعنی حدود ۴.۰۶ میلیون تن بود.
بازار نیز تقریباً بلافاصله واکنش نشان داد. قیمت شاخص نفتای Platts C+F Japan در ۳۱ مارس به رکورد ۱۲۰۷.۵۰ دلار به ازای هر تن رسید؛ یعنی افزایشی معادل ۸۹.۷ درصد در اندکی بیش از یک ماه. این بالاترین سطحی بود که Platts، از مجموعه S&P Global Energy، از سال ۲۰۱۰ تاکنون ثبت کرده بود.
شکل 1
جریانهای تجاری مواد شیمیایی خاورمیانه
اما اهمیت این افزایش قیمت فقط در اندازه آن خلاصه نمیشود. آنچه بازار پتروشیمی را بیش از پیش نگران کرد، تغییر ماهیت مسئله بود. در شرایط عادی، تولیدکننده میتواند میان چند منبع خوراک بر اساس قیمت انتخاب کند. اما هنگامی که عرضه فیزیکی با محدودیت مواجه میشود، قیمت دیگر تنها متغیر تصمیمگیری نیست؛ دسترسی به خوراک به مسئله اصلی تبدیل میشود.
آوریل تان، مدیر بخش خوراک پتروشیمی آسیا و خاورمیانه در S&P Global Energy CERA، در همین زمینه تأکید کرده است که نفتا دیگر صرفاً یک مسئله اقتصادی نیست و در شرایط جدید، مسئله اصلی دسترسی به محصول است. به گفته او، تولیدکنندگان آسیایی به دنبال منابع جایگزین در خارج از خلیج فارس رفتهاند، اما این منابع قادر نیستند بهطور کامل حجم از دسترفته را جبران کنند.
این وضعیت برای واحدهای بخارکراکر در آسیا پیامد مستقیمی داشت. کمبود خوراک باعث شد برخی واحدهای مبتنی بر نفتا نرخ تولید خود را کاهش دهند و برخی دیگر حتی مشمول اعلام فورس ماژور شوند. بنابراین، اختلال در یک مسیر حملونقل بهسرعت خود را در کاهش ظرفیت عملیاتی واحدهای پتروشیمی نشان داد.
جرقهای در بالادست، موجی در کل زنجیره
اثر بحران نفتا به بازار خود این محصول محدود نماند. نفتا یکی از خوراکهای اصلی تولید اتیلن است و اتیلن نیز در قلب بخش بزرگی از زنجیره پتروشیمی و صنایع پلاستیک قرار دارد.
به همین دلیل، اختلال در عرضه نفتا خیلی زود به بازار اتیلن منتقل شد. قیمت اتیلن آسیا در طول ماه بیش از دو برابر شد و در ۳۰ مارس به حدود ۱۵۰۰ دلار در هر تن بر مبنای CFR آسیای جنوب شرقی و شمال شرقی رسید؛ بالاترین سطحی که از سال ۲۰۱۴ ثبت شده بود.
شکل2
قیمت نفتا در آسیا به دلیل کمبود عرضه به بالاترین حد خود رسید
اما این پایان زنجیره نبود. کاهش دسترسی به نفتا بر تولید پروپیلن و بوتادین و همچنین آروماتیکهایی مانند بنزن و تولوئن نیز تأثیر گذاشت. این مواد خود خوراک طیف وسیعی از محصولات پاییندستی هستند و هرگونه اختلال در تولید آنها میتواند به بخشهای مختلف زنجیره شیمیایی و پلاستیکی منتقل شود.
در ادامه، اثر این شوک به پلیمرهایی مانند پلیاتیلن و پلیپروپیلن نیز رسید.
در چنین شرایطی، تولیدکنندگان برای تأمین خوراک مورد نیاز خود با هزینههای بالاتری مواجه شدند و تلاش کردند افزایش هزینهها را به خریداران پاییندست منتقل کنند. نتیجه، افزایش شدید قیمت در بخشهای مختلف زنجیره پتروشیمی بود.
با این حال، افزایش قیمت لزوماً به معنای بهبود وضعیت تولیدکنندگان نیست. اگر قیمت خوراک با سرعتی بیشتر از قیمت محصولات نهایی افزایش یابد، حاشیه سود تولیدکننده کاهش مییابد. این اتفاق در بازار آروماتیکها نیز مشاهده شد؛ بهگونهای که در ماه مارس، فاصله قیمتی برخی محصولات آروماتیک نسبت به نفتا به محدودههای منفی و کمسابقه رسید.
این مسئله یک تناقض مهم را آشکار میکند: شوک عرضه میتواند قیمت محصولات پتروشیمی را افزایش دهد، اما همزمان اقتصاد تولید آنها را تضعیف کند.
شکل 3
اختلاف قیمت آروماتیکهای آسیایی پلاتس با نفتا
وقتی مسیرهای سنتی تجارت دیگر قابل اتکا نیستند، یکی از مهمترین پیامدهای بحران، تغییر مسیر تجارت محصولات پتروشیمی است. صنعت جهانی پتروشیمی طی دهههای گذشته بر اساس مجموعهای از مزیتهای جغرافیایی شکل گرفته است؛ خاورمیانه با دسترسی به خوراک ارزان، آسیا با رشد سریع تقاضا و چین با ظرفیت عظیم تولید و مصرف، اجزای اصلی این شبکه را تشکیل دادهاند.
جنگ نشان داد که چنین شبکهای تا چه اندازه به مسیرهای خاص حملونقل و منابع مشخص خوراک وابسته است.
بخش پلیمرها نمونه روشنی از این وابستگی است. بر اساس دادههای S&P Global Energy Horizons، خاورمیانه حدود ۲۵ درصد صادرات جهانی پلیاتیلن و پلیپروپیلن را به خود اختصاص داده است.
چین نیز پیش از بحران وابستگی قابلتوجهی به تولیدکنندگان خاورمیانه داشت. در سال ۲۰۲۵، حدود ۴۳ درصد واردات پلیاتیلن چین از عربستان سعودی، امارات متحده عربی، ایران و قطر تأمین شده بود.
با اختلال در مسیرهای سنتی، خریداران چینی ناچار شدند منابع دیگری را جستوجو کنند. آمار تجارت ماه مارس نشان میدهد که چین واردات پلیاتیلن سنگین خود را از چند کشور آسیایی افزایش داده است. واردات از تایوان نسبت به ماه قبل ۲۰۸ درصد، از ویتنام ۳۷۷ درصد، از تایلند ۱۰۳ درصد و از ژاپن ۱۰۱ درصد افزایش یافت.
این تغییرات نشان میدهد که بازار در مواجهه با بحران صرفاً به دنبال جایگزینی یک محموله نیست؛ بلکه در حال بازتعریف مسیرهای تأمین است.
قیمت HDPE Film در بازار CFR شرق دور آسیا نیز در ۷ آوریل به ۱۳۱۰ دلار در هر تن رسید؛ بالاترین سطح بیش از هفت سال. البته قیمت بعداً تا ۲۴ آوریل به حدود ۱۲۴۵ دلار کاهش یافت.
در این میان، یک تحول ساختاری دیگر نیز اهمیت دارد: افزایش خودکفایی چین.
چین طی سالهای اخیر ظرفیتهای قابلتوجهی در بخش پتروشیمی ایجاد کرده و در برخی محصولات از یک واردکننده بزرگ به صادرکننده تبدیل شده است. بهویژه در بازار پلیپروپیلن، افزایش ظرفیت داخلی چین موجب شده این کشور بتواند بخشی از کمبود منطقهای را جبران کند.
به بیان دیگر، همان کشوری که خود یکی از بزرگترین مصرفکنندگان محصولات پتروشیمی جهان است، در شرایط بحران میتواند به یک ضربهگیر عرضه منطقهای تبدیل شود.
شکل4
اختلاف قیمت متانول چین و جنوب شرقی آسیا به دلیل کمبود عرضه افزایش یافت
متانول؛ معکوس شدن جریان تجارت
بازار متانول نمونه دیگری از تغییرات ناشی از جنگ است. خاورمیانه به دلیل دسترسی فراوان به گاز طبیعی، یکی از قطبهای اصلی تولید و صادرات متانول جهان به شمار میرود. بر اساس دادههای CERA، کشورهای خاورمیانه در سال ۲۰۲۵ بیش از ۱۷ میلیون تن متانول صادر کردند و بخش عمده این حجم در نتیجه جنگ تحت تأثیر قرار گرفته است.
اما بحران در این بازار یک پدیده غیرمعمول ایجاد کرد: چین به صادرکننده متانول تبدیل شد.
در شرایط عادی، جریان تجاری متانول در منطقه عمدتاً از تولیدکنندگان خاورمیانه به سمت مصرفکنندگان آسیایی حرکت میکند. اما همزمانی اختلال در عرضه خاورمیانه با توقف یا مشکلات تولید در برخی واحدهای جنوب شرق آسیا، شرایطی ایجاد کرد که چین توانست بخشی از نیاز منطقه را تأمین کند.
دادههای گمرک چین نشان میدهد صادرات متانول این کشور به جنوب شرق آسیا در ماه مارس به ۶۵۷۲۶ تن رسید؛ بیش از چهار برابر ماه قبل. در همین زمان، واردات متانول چین با کاهش ۵۱ درصدی نسبت به ماه قبل به حدود ۴۳۷۹۱۴ تن رسید.
این تغییر جهت تنها یک نوسان آماری نیست. این تحول نشان میدهد که افزایش ظرفیت داخلی چین چگونه میتواند نقش این کشور را در بازارهای منطقهای تغییر دهد.
در همین حال، عربستان سعودی و قطر، که از صادرکنندگان مهم متانول به آسیا هستند، با مشکلاتی در انتقال محمولهها به سمت شرق مواجه شدند و همین مسئله فشار بر بازار را افزایش داد.
قیمت متانول CFR چین در ۹ آوریل به ۴۵۳ دلار در هر تن رسید؛ بالاترین سطح طی ۵۴ ماه. در جنوب شرق آسیا نیز قیمت در ۲ آوریل به حدود ۶۹۰ دلار در هر تن CFR رسید که بالاترین سطح ثبتشده توسط Platts از سال ۲۰۱۳ بود.
از مدیریت بحران تا بازنگری در راهبرد صنعتی
آنچه از تحولات بازار نفتا، اتیلن، پلیمرها و متانول میتوان دریافت، این است که جنگ صرفاً یک اختلال کوتاهمدت در عرضه ایجاد نکرده است. این بحران نقاط ضعف ساختاری زنجیره پتروشیمی آسیا را آشکار کرده و تولیدکنندگان را با یک پرسش اساسی مواجه ساخته است: آیا کارآمدترین زنجیره تأمین، الزاماً تابآورترین زنجیره تأمین نیز هست؟
برای سالها، صنعت پتروشیمی بر اساس اصل بهینهسازی هزینهها توسعه یافته است. تولید در محلی انجام میشد که خوراک ارزانتر بود، محصولات از کوتاهترین و اقتصادیترین مسیرها حمل میشدند و خریداران نیز به تأمینکنندگان دارای مزیت قیمت متکی بودند.
اما بحرانهای ژئوپلیتیکی نشان میدهند که پایینترین هزینه الزاماً به معنای کمترین ریسک نیست.
برای تولیدکنندگان آسیایی، تنوعبخشی به منابع خوراک، ایجاد موجودیهای راهبردی، توسعه مسیرهای حمل جایگزین و افزایش انعطافپذیری واحدهای تولیدی ممکن است از این پس اهمیت بیشتری پیدا کند.
در همین حال، افزایش ظرفیت چین و تغییر جایگاه این کشور از واردکننده صرف به تولیدکننده و صادرکننده برخی محصولات، میتواند ساختار تجارت پتروشیمی آسیا را برای سالهای آینده تغییر دهد.
از سوی دیگر، تولیدکنندگان آمریکایی که بر پایه خوراکهایی مانند اتان فعالیت میکنند، ممکن است از تغییرات ساختاری در مزیت خوراک بهرهمند شوند؛ در حالی که تولیدکنندگان وابسته به نفتا در آسیا و اروپا با فشار بیشتری برای حفظ رقابتپذیری مواجه خواهند بود.
در نتیجه، جنگ در خاورمیانه ممکن است نهتنها قیمتها و جریان محمولهها، بلکه منطق سرمایهگذاری آینده صنعت پتروشیمی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
شرایط فعلی در نهایت یک پیام روشن برای صنعت دارد: امنیت عرضه دیگر موضوعی جدا از اقتصاد تولید نیست. دسترسی مطمئن به خوراک، تنوع جغرافیایی تأمین، انعطافپذیری تولید و امکان تغییر سریع مسیرهای تجاری، به بخشی از مزیت رقابتی شرکتهای پتروشیمی تبدیل شدهاند.
صنعت پتروشیمی آسیا اکنون در حال عبور از مرحله مدیریت یک شوک کوتاهمدت است و به سمت بازنگری در ساختار زنجیره تأمین خود حرکت میکند. اگر اختلالات ژئوپلیتیکی ادامه پیدا کنند، آنچه امروز بهعنوان یک واکنش اضطراری دیده میشود، میتواند به تغییر دائمی در الگوی تجارت، انتخاب خوراک و حتی محل احداث ظرفیتهای جدید پتروشیمی تبدیل شود.
در این معنا، بحران خاورمیانه ممکن است در نهایت تنها داستان افزایش قیمت نفتا یا اختلال در صادرات نباشد؛ بلکه نقطه عطفی باشد که صنعت پتروشیمی را از بهینهسازی صرف هزینهها به سمت تابآوری راهبردی سوق میدهد.
تهیه و تنظیم: نیپنا ، عباس حاجی هاشمی