تحول ساختاری در نقشه جهانی انرژی همزمان با شکل گیری الگوی جدید تقاضا

تحول ساختاری در نقشه جهانی انرژی همزمان با شکل گیری الگوی جدید تقاضا
(سه شنبه ۶ اَمرداد ۱۴۰۵) ۱۱:۰۶

بررسی کارشناسی و جامع داده‌های مندرج در جدیدترین گزارش آژانس بین‌المللی انرژی، از آغاز یک تحول ساختاری عمیق و بنیادین در معادلات انرژی جهان خبر می‌دهد.

به گزارش نیپنا، با خوانش تحلیلی جدیدترین داده‌های آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) پیرامون روندهای بنیادین عرضه، تقاضا و امنیت انرژی در بازار جهانی، می‌توان دریافت که معادلات حاکم بر این صنعت وارد مرحله کاملاً جدیدی شده است.

برای نخستین بار در تاریخ مدرن صنعت انرژی، فناوری‌های کم‌انتشار و تجدیدپذیر سهم اصلی را در پاسخگویی به رشد تقاضای جهانی ایفا کرده‌اند. در این میان، شتاب بی‌سابقه روند برقی‌سازی در بخش‌های گوناگون صنعتی، حمل‌ونقل و زیرساخت‌های نوظهور دیجیتال، در کنار تمایز رفتاری میان اقتصادهای پیشرفته و نوظهور، اولویت‌ها و رویکردهای امنیت انرژی و سیاست‌گذاری توسعه‌ای را وارد مرحله نوینی کرده است.

آرامش نسبی در شتاب تقاضای جهانی انرژی

تحولات بازار انرژی در سال‌های اخیر، بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر اصلاح ساختارهای مصرف، ارتقای فناوری‌های بهینه‌سازی و نوسانات کلان اقتصادی قرار گرفته است. بر اساس تازه‌ترین ارزیابی‌های الکس مارتینوس، تحلیل‌گر ارشد آژانس بین‌المللی انرژی، تقاضای کل انرژی در جهان طی یک سال گذشته با رشدی معادل ۱.۳ درصد مواجه شده است. هرچند این نرخ رشد در مقایسه با سال پیش از آن که حدود ۲ درصد ثبت شده بود تا حدودی تعدیل گردیده، اما با نرخ رشد سالانه در دهه گذشته کاملاً همخوانی و تناسب دارد.

کاهش خفیف در شتاب رشد تقاضای انرژی پیوند تنگاتنگی با چند عامل کلیدی کلان دارد. در درجه نخست، نرخ رشد اقتصادی جهان در برخی مناطق با کندی نسبی روبه‌رو گردید که این موضوع مستقیماً بر میزان تولید و مصرف در بخش‌های کلان صنعتی اثرگذار شد. از سوی دیگر، تغییرات الگوی آب‌وهوایی و تجربه تابستان‌های متعادل‌تر در مناطق متراکم از نظر جمعیت، تقاضا برای سرمایش را تا حدی کاهش داد. همچنین، اعمال ضوابط سخت‌گیرانه‌تر استانداردهای مصرف انرژی و ارتقای کارایی در صنایع انرژی‌بر و بخش ساخت‌وساز، نقش مؤثری در مهار اتلاف منابع و کنترل رشد تقاضا ایفا کرده است.

نقطه‌عطف تاریخی در ترکیب سوخت‌های مصرفی

ارزیابی سبد سوخت‌های مصرفی نشان می‌دهد که اگرچه تمام منابع انرژی در سطح جهان با رشد مصرف روبه‌رو بوده‌اند، اما سهم آن‌ها در پاسخگویی به تقاضای جدید تفاوت‌های ساختاری عمیقی پیدا کرده است. در میان سوخت‌های فسیلی، گاز طبیعی بیشترین سهم را در پاسخ به تقاضای جدید ایفا کرد و حدود ۱۵ درصد یا به عبارتی یک‌ششم از کل رشد تقاضای انرژی جهان را پوشش داد. با این حال، مجموع سوخت‌های فسیلی شامل نفت، گاز و زغال‌سنگ، روی هم رفته تنها حدود ۴۰ درصد از کل رشد تقاضای انرژی را تأمین کردند که نشان‌دهنده افت سهم آن‌ها در مقایسه با دوره‌های تاریخی گذشته است.

در نقطه مقابل، تحولی بی‌سابقه رخ داده است؛ به طوری که ۶۰ درصد از رشد کل تقاضای انرژی اولیه در جهان توسط منابع کم‌انتشار، شامل انرژی‌های تجدیدپذیر، سوخت‌های زیستی و انرژی هسته‌ای تأمین شده است. در این میان، سامانه‌های خورشیدی فوتوولتائیک به تنهایی بیش از یک‌چهارم از کل رشد تقاضای انرژی جهان را به خود اختصاص دادند. این نخستین بار در تاریخ ثبت داده‌های انرژی است که یک منبع تجدیدپذیر به بزرگ‌ترین عامل رشد تقاضای اولیه انرژی در سطح جهان تبدیل می‌شود. برای یافتن رخدادی مشابه که در آن منبعی غیر از سوخت‌های فسیلی پیشتاز رشد تقاضا بوده باشد، باید نیم قرن به عقب و به دهه ۱۹۷۰ میلادی بازگشت؛ دوره‌ای که برای مدتی کوتاه انرژی هسته‌ای چنین نقشی را ایفا کرده بود.

واگرایی الگوی مصرف در میان قدرت‌های اقتصادی

تصویر کلان انرژی جهان حاصل‌جمع رفتارهای کاملاً متفاوت در مناطق مختلف جغرافیایی است. بررسی وضعیت اقتصادهای بزرگ، تمایزهای عمیقی را در نحوه مدیریت عرضه و تقاضا آشکار می‌سازد. چین همچنان از نظر حجم مطلق، بزرگ‌ترین حجم رشد تقاضای انرژی در جهان را به خود اختصاص داده است، اما نرخ رشد تقاضای آن به حدود ۱.۷ درصد کند شده است. نکته حائز اهمیت در الگوی مصرف چین این است که حدود ۸۰ درصد از تقاضای جدید انرژی در این کشور از طریق منابع کم‌انتشار، عمدتاً نیروگاه‌های خورشیدی، بادی و تأسیسات جدید هسته‌ای تأمین شد. این رویکرد موجب گردید تا میزان انتشار دی‌اکسید کربن بخش انرژی چین طی این دوره روندی کاهشی را تجربه کند.

در مقابل، ایالات متحده آمریکا با ثبت رشد ۲ درصدی در تقاضای انرژی، یکی از سریع‌ترین نرخ‌های رشد غیربحرانی طی چند دهه اخیر خود را به ثبت رساند. این رشد چشمگیر عمدتاً تحت تأثیر رونق فعالیت‌های صنعتی، زمستان سردتر و افزایش تقاضای گرمایشی، و به‌ویژه رشد شتابان مصرف برق در مراکز داده رخ داد. برخلاف چین، در ایالات متحده حدود ۸۰ درصد از تقاضای جدید انرژی توسط سوخت‌های فسیلی تأمین گردید که این امر افزایش میزان انتشار دی‌اکسید کربن را در پی داشت. در سایر مناطق جهان مانند هند نیز، اگرچه شاهد رشد ظرفیت‌های تجدیدپذیر بودیم، اما وقوع بارندگی‌های شدید مونسون و کاهش نیاز به سرمایش، شتاب رشد تقاضای کل را تا حدی تعدیل کرد. در اروپا نیز نوسانات قیمت گاز و نوسانات آب‌وهوایی، رفتاری متعادل و تقریباً بدون تغییر را در تقاضای کل انرژی رقم زد.

موج برقی‌سازی و شتاب تقاضا در بخش‌های نوظهور

یکی از آشکارترین و پایدارترین روندهای کلان در اقتصاد جهانی، گسترش شتابان برقی‌سازی است. داده‌های کارشناسی نشان می‌دهد که تقاضای جهانی برای انرژی الکتریکی با سرعتی بیش از دو برابر تقاضای کل انرژی در حال رشد است. این سرعت بالای رشد تقاضای برق حتی در شرایطی که برخی مناطق با تابستان‌های تعدیل‌شده روبه‌رو بودند نیز با قوت ادامه یافته است. بر خلاف تصور عموم که رشد تقاضای برق را صرفاً ناشی از فناوری‌های کاملاً جدید می‌دانند، بخش عمده‌ای از این افزایش مصرف همچنان در بخش‌های سنتی مانند تجهیزات خانگی، سرمایش ساختمانی و فرآیندهای برقی‌شده در صنایع سنگین رخ می‌دهد.

با این وجود، ورود فناوری‌های جدید ابعاد تازه‌ای به این روند بخشیده است. نخستین حوزه، گسترش سریع مراکز داده و زیرساخت‌های پردازشی مربوط به فناوری‌های نوظهور مانند هوش مصنوعی است که تمرکز بسیار بالایی از مصرف برق را در کشورهایی نظیر آمریکا، چین و برخی دول اروپایی ایجاد کرده است. حوزه دوم به رشد خیره‌کننده ناوگان حمل‌ونقل برقی مربوط می‌شود. روند پذیرش خودروهای برقی در سطح جهان شتاب بالایی گرفته؛ به طوری که امروزه بیش از ۲۵ درصد از کل خودروهای جدید فروخته‌شده در جهان دارای پلاک برقی هستند. علاوه بر خودروهای سواری، برقی‌سازی حمل‌ونقل سنگین و ورود کامیون‌های برقی به شریان‌های جاده‌ای در کشورهایی مانند چین، سهم برق را در سبد انرژی حمل‌ونقل به طور چشمگیری افزایش داده است.

رکوردشکنی تجدیدپذیرها و عقب‌نشینی سوخت‌های سنتی

توسعه ظرفیت‌های جدید نیروگاهی تجدیدپذیر بیش از دو دهه است که به‌طور مستمر رکوردهای قبلی خود را جابه‌جا می‌کند. در سال گذشته، حدود ۸۰۰ گیگاوات ظرفیت جدید نیروگاه‌های تجدیدپذیر در سطح جهان راه‌اندازی شد که نزدیک به سه چهارم آن را سامانه‌های خورشیدی تشکیل می‌دادند. چین بزرگ‌ترین سهم را در این توسعه ایفا کرد، اما در اتحادیه اروپا، هند و حتی مناطقی مانند خاورمیانه و آفریقا نیز رکوردهای بی‌سابقه‌ای در نصب تجهیزات تجدیدپذیر به ثبت رسید.

نکته تحول‌آفرین این است که در تمام سال‌های گذشته، میزان رشد تقاضای برق همواره سریع‌تر از توان احداث نیروگاه‌های کم‌انتشار بود، اما برای نخستین بار میزان رشد تولید برق از منابع کم‌انتشار از مرز ۱۰۰ درصدِ رشد تقاضای جدید برق عبور کرد. این بدان معناست که تولید نیروگاه‌های تجدیدپذیر و هسته‌ای نه تنها توانسته است تمام تقاضای جدید برق را پوشش دهد، بلکه بخشی از تولید نیروگاه‌های فسیلی قدیمی را نیز از مدار خارج کرده است.

محاسبه اثرات ترتیبی این روند نشان می‌دهد که توسعه فناوری‌های کم‌انتشار طی پنج سال اخیر، مانع از مصرف حدود ۳۵ اکسارژول سوخت فسیلی شده است؛ رقمی معادل ۷ درصد از کل مصرف کنونی سوخت‌های فسیلی در جهان. اثر این جایگزینی در بخش گاز طبیعی معادل نیمی از حجم کل تجارت جهانی گاز مایع‌شده (LNG) و در بخش زغال‌سنگ معادل کل مصرف سالانه زغال‌سنگ در کشور هند بوده است.

چشم‌انداز راهبردی و الزامات سیاست‌گذاری انرژی

آمارها نشان می‌دهند که رشد دی‌اکسید کربن ناشی از بخش انرژی به حدود ۰.۴ درصد محدود شده که پایین‌ترین نرخ رشد پس از دوره احیای اقتصادی است. در این میان، برای نخستین بار طی چند دهه گذشته، نرخ رشد انتشار گازهای گلخانه‌ای در اقتصادهای پیشرفته از اقتصادهای نوظهور پیشی گرفته است که این امر نشان‌دهنده تأثیر مستقیم اتکای مجدد برخی کشورهای پیشرفته به سوخت‌های فسیلی برای جبران تقاضای جدید است.

مجموعه این تحولات گواهی می‌دهد که نفوذ فناوری‌های کم‌انتشار و برقی‌سازی جامع، دیگر صرفاً یک رویکرد زیست‌محیطی نیست، بلکه به محور اصلی استراتژی‌های امنیت انرژی و رقابت‌پذیری اقتصادی تبدیل شده است. برای کشورهایی که در مسیر توسعه زیرساختی گام برمی‌دارند، سرمایه‌گذاری بر روی مدرن‌سازی و تقویت شبکه‌های انتقال برق، ارتقای فناوری‌های ذخیره‌سازی، توسعه منابع تجدیدپذیر و بهینه‌سازی مصرف در صنایع سنگین، از مهم‌ترین اولویت‌ها برای حفظ پایداری سیستم انرژی و افزایش تاب‌آوری اقتصادی در مواجهه با تحولات جهانی خواهد بود.

تهیه و تنظیم: عباس حاجی هاشمی

تعداد بازدید : ۱۰۲

نیپنا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید