نحولات اخیر در تنگه هرمز، بزرگترین تست استرس زنجیره تأمین صنعت شیمیایی جهانی در یک دهه اخیر بوده است. بر اساس تحلیلهای ارائهشده در کنفرانسهای World Petrochemical Conference (WPC) و World Chemical Forum (WCF) در هوستون، خروج حدود ۲۰ درصد از نفت خام و ۴۰ درصد از نفتای جهان از این آبراه حیاتی، بازار الفینها و پلیمرها را با شوکی عمیق مواجه کرده است. کارشناسان S&P Global پیشبینی میکنند حتی در سناریوی بازگشایی سریع، سه تا شش ماه زمان برای بازسازی کامل موجودیها لازم است.
در این میان، بازار پلیاتیلن از مازاد ۱۳ میلیون تنی به کمبود ۷ میلیون تنی رسیده و حاشیه سود پلیپروپیلن نیز بهبود یافته است. درس اصلی این رویداد برای مدیران صنعت شیمیایی، پایان یافتن عصر بهینهسازی صِرف و آغاز عصر تابآوری، انعطافپذیری خوراک و سرعت قاطع در تصمیمگیری است.
این نوشتار برگرفته از یکی از اپیزودهای پادکست «The Chemical Show» با اجرای ویکتوریا مایر (Victoria Meyer) است. در آن برنامه، خانم مایر برداشتها و جمعبندی خود را از دو کنفرانس بزرگ جهانی، یعنی World Petrochemical Conference (WPC) و World Chemical Forum (WCF) که در هوستون برگزار شده بودند، با مخاطبان در میان گذاشته است.
صنعت پتروشیمی و شیمی به عنوان یکی از صنایع مادر و راهبردی، همواره تحت تأثیر تغییرات ژئوپلیتیکی، نوسانات انرژی و دسترسی به خوراک قرار داشته است. آنچه در ماههای اخیر گذشت، بار دیگر ثابت کرد که حتی یک اختلال کوتاهمدت در آبراهههای حیاتی مثل تنگهٔ هرمز میتواند پیامدهای عمیق و پایداری بر بازارهای جهانی بگذارد.
عمق و بازهٔ زمانی اختلال؛ بسیار فراتر از یک بحران زودگذر
یکی از مهمترین نکاتی که در آن کنفرانسها مطرح شد، این بود که اختلال فعلی صرفاً یک وقفهٔ موقتی نیست، بلکه یک «تست استرس واقعی» برای کل سیستم شیمیایی و زنجیرهٔ تأمین جهانی به حساب میآید. حدود ۲۰ درصد از عرضهٔ نفت خام جهان و تقریباً ۴۰ درصد از نفتا (Naphtha) از بازار خارج شده است. نفتا به عنوان خوراک اصلی کراکرهای آسیایی و اروپایی، نقشی محوری در تولید الفینها دارد.
از آنجا که حملونقل دریایی در مسیر خلیج فارس به آسیا نزدیک به ۲۱ روز زمان میبرد، اثر واقعی اختلال با تأخیر نمایان میشود. در هفتههای اول، موجودیهای ایمنی (safety stock) بسیاری از شرکتها این کمبود را پوشش دادند، اما اکنون شاهد اعلام موارد فورس ماژور (force majeure) از سوی تعدادی از تولیدکنندگان هستیم و زنجیرهٔ تأمین در حال تخلیه است.
کارشناسان اساندپی گلوبال (S&P Global) تخمین میزنند که حتی پس از هرگونه توافق و بازگشایی مجدد تنگهٔ هرمز، بین سه تا شش ماه زمان لازم خواهد بود تا زنجیرهٔ تأمین دوباره پر شود و به تعادل برسد. این مدت شامل زمان جابهجایی کشتیها، تغییر مسیرهای جایگزین (مثلاً دور زدن قارهٔ آفریقا) و بازسازی انبارهاست؛ بنابراین فعالان صنعت باید حداقل برای شش ماه آینده این اختلال را در برنامهریزیهای خود لحاظ کنند.
این رویداد چهارمین شوک بزرگ دههٔ ۲۰۲۰ برای صنعت شیمیایی محسوب میشود. پیش از آن، همهگیری کووید-۱۹، جنگ روسیه و اوکراین، و تغییرات تعرفهای، صنعت را به چالش کشیده بودند. تکرار این شوکها نشان میدهد که «دنیای پساکووید» با عدمقطعیت ساختاری گره خورده و بهینهسازی افراطی زنجیرهٔ تأمین به سبک «جاست-این-تایم» (Just-in-Time) دیگر به تنهایی کافی نیست.
وضعیت بازارهای کلیدی: پلیاتیلن و پلیپروپیلن
یکی از بخشهای جذاب کنفرانسها، تحلیلهای دقیق نیک وادیس (Nick Vadis) و جوئل مورالس (Joel Morales) از شرکت Chemical Market Analytics دربارهٔ بازار پلیاتیلن (PE) و پلیپروپیلن (PP) بود.
در بازار پلیاتیلن، پیش از این اختلالات، ظرفیت مازاد قابل توجهی (حدود ۱۳ میلیون تن) وجود داشت. با خروج بخشی از ظرفیتهای خاورمیانه (قطر، کویت، عربستان، امارات) به دلیل محدودیت خوراک، و از سوی دیگر امکان افزایش تولید در ایالات متحده، وضعیت بازار به سرعت معکوس شد. تخمین زده میشود که بازار به کمبود خالص حدود ۷ میلیون تن برسد. این تغییر، جهش سریع قیمتها را توضیح میدهد. برای نمونه، شرکت داو (Dow) اعلام کرد قیمتها را ۳۰ سنت افزایش میدهد (ابتدا ۱۵ سنت و سپس دو برابر) که بهسرعت در سطح صنعت دنبال شد.
گفتنی است که در بازار پلیپروپیلن که سالها با حاشیه سود پایین و نرخ بهرهبرداری ضعیف دستبهگریبان بود، نرخ بهرهبرداری از حدود ۷۵ درصد به ۸۵ درصد رسیده است. در هر دو محصول، جهش قابل توجه قیمت و بهبود حاشیه سود دیده میشود، هرچند این بهبود عمدتاً کوتاهمدت (تا پایان سال ۲۰۲۶) ارزیابی میشود.
نکتهٔ مهم این است که اصول بنیادین بازار تغییر اساسی نکرده است. همچنان در بسیاری از محصولات، عرضهٔ جهانی بیش از تقاضاست و ظرفیتهای تازه در حال ورود به بازارند. اما در کوتاهمدت، شوک عرضه باعث شده تا تعادل به نفع تولیدکنندگانی تغییر کند که دسترسی بهتری به خوراک دارند.
نظرات کارشناسان: ایالات متحده، اروپا و آسیا
کرت بارو (Kurt Barrow) از اساندپی گلوبال با اشاره به خروج ۱۵ تا ۲۱ میلیون بشکه در روز از تنگهٔ هرمز، این رویداد را بزرگترین اختلال عرضه در تاریخ اخیر خواند. قیمت نفت خاورمیانه (مثل عمان) به بالای ۱۵۰ دلار رسید، در حالی که نفت برنت حدود ۱۰۰ دلار معامله میشد. محصولات مشتق مثل سوخت جت و دیزل زودتر از سایرین واکنش نشان دادند و قیمت نفتا نیز به تدریج در حال افزایش است.
اندرو نیل (Andrew Neal) نیز تأکید کرد که آسیا کانون اصلی این اختلال است و موارد فورس ماژور به هند، جنوب شرق آسیا و چین در حال گسترش است. ایالات متحده به دلیل دسترسی به خوراک ارزان اتان، موقعیت نسبتاً بهتری دارد و حتی امکان افزایش صادرات برایش فراهم شده. اروپا در وضعیت متوسطی قرار دارد؛ کراکرهایی که بر پایهٔ مایعات سنگین (نفتا) کار میکنند تحت فشارند، اما واحدهایی با خوراک انعطافپذیر (اتان یا LPG) عملکرد بهتری دارند.
هر دو کارشناس بر این نکته تأکید داشتند که شرکتهایی با دسترسی به خوراک متنوع و انعطافپذیر، برندگان مسلم این دوره خواهند بود.
تابآوری و انعطافپذیری؛ مزیت رقابتی جدید
یکی از پیامهای تکراری این کنفرانسها این بود که «سرعت تصمیمگیری و قاطعیت» در شرایط بحرانی، خود به یک مزیت رقابتی واقعی تبدیل شده است. دیوید بادل (David Badel) از مورگان استنلی (Morgan Stanley) تأکید کرد که شرکتهای شیمیایی باید «تمرکز» بیشتری داشته باشند و سپس در مقیاس بزرگ عمل کنند. برندگان بازار کسانی هستند که بدون اتلاف وقت برای محاسبات بینتیجه، قیمتها را بهروز میکنند.
در دنیای امروز، تابآوری (Resilience) و انعطافپذیری هزینه بردار است، اما بازگشت سرمایهٔ (ROI) آن نیز بالاست. بهینهسازی بیش از حد زنجیرهٔ تأمین در دهههای گذشته، گزینههای جایگزین را کاهش داده بود. اکنون شرکتها به سمت تنوعبخشی خوراک، افزایش موجودی استراتژیک و توسعهٔ مسیرهای تأمین جایگزین حرکت میکنند. حتی موضوعاتی مثل اقتصاد چرخشی (circularity) و خوراکهای پایدار نیز از منظر تنوعبخشی و کاهش ریسک دوباره مورد توجه قرار گرفتهاند.
سه اقدام عملی برای مدیران صنعت شیمیایی
۱. ارزیابی دقیق میزان مواجهه (Exposure): مدیران باید مواجههٔ مستقیم و غیرمستقیم خود را در زنجیرهٔ تأمین (خوراک، حملونقل، محصولات واسطه و نهایی) بهروز کنند. این ارزیابی باید سناریوهای مختلف از نظر مدت اختلال (۲ ماه، ۶ ماه و بیشتر) را در بر بگیرد.
۲. مدیریت فعال حاشیه سود (نه فقط هزینه): در شرایط افزایش قیمت خوراک، تمرکز صرف بر کاهش هزینه کافی نیست. تصمیمگیری سریع در زمینهٔ قیمتگذاری، مدیریت قراردادها و حفظ روابط بلندمدت با مشتریان کلیدی، حیاتی است.
۳. بهینهسازی فرآیند تصمیمگیری: تمایز بین تصمیمات برگشتپذیر و غیرقابلبرگشت ضروری است. تصمیمات قیمتگذاری و تنظیمات عملیاتی معمولاً برگشتپذیرند و باید با سرعت بیشتری گرفته شوند. تفویض اختیار در تصمیمات روتین نیز به مدیران ارشد کمک میکند تا بر مسائل استراتژیک تمرکز کنند.
چشمانداز آینده
گرچه شوک فعلی شدید است، کارشناسان معتقدند اصول بلندمدت بازار از جمله مازاد ظرفیت در برخی محصولات و ورود ظرفیتهای جدید تغییری اساسی نکرده است. انتظار میرود پس از بازگشت نسبی ثبات، بازار دوباره به سمت تعدیل حرکت کند. با این حال، تکرار شوکها در این دهه نشان میدهد که صنعت شیمیایی وارد عصر جدیدی شده؛ عصری که در آن تابآوری، انعطافپذیری و سرعت عمل، عوامل تعیینکنندهٔ موفقیت خواهند بود.
برای صنعت شیمیایی ایران که از مزیت نسبی خوراک و موقعیت جغرافیایی برخوردار است، این دوره میتواند فرصتی باشد برای تقویت زنجیرهٔ تأمین داخلی، توسعهٔ همکاریهای منطقهای پایدار و سرمایهگذاری هدفمند در فناوریهای انعطافپذیر. تمرکز بر مدیریت ریسک، نوآوری در خوراکهای جایگزین و تقویت تابآوری عملیاتی، کلید عبور موفق از این شرایط خواهد بود.
اختلالات اخیر تنگهٔ هرمز بار دیگر یادآوری کرد که در جهان بههمپیوستهٔ امروز، هیچ صنعتی از تحولات ژئوپلیتیکی مصون نیست. شرکتهایی که این درسها را سریعتر و عمیقتر بیاموزند ارزیابی دقیق ریسک، تصمیمگیری سریع و سرمایهگذاری در تابآوری نه تنها از بحران عبور میکنند، بلکه موقعیت رقابتی قدرتمندتری در بازار جهانی به دست میآورند.
صنعت شیمیایی ایران با پیشینهٔ غنی از تابآوری در برابر تحریمها و محدودیتها، پتانسیل بالایی برای تبدیل چالشها به فرصت دارد. شرط موفقیت، آمادگی ذهنی و عملی برای دنیای پرنوسان آینده است.
تهیه و تنظیم: عباس حاجی هاشمی