گذشته از جاذبههای طبیعی، میراث ماندگار و کهن اسلاف و پیشینیان ما که بهحق در تاریخ جهان مثالزدنی است در جای جای این پهنه، همچون نگینی بر انگشتریِ وطن چشم نوازی میکند.
طبیعت زیبای ایران، ابنیه تاریخی و آثار باستانی و نیز زادگاه و موطن نامدارانی که نه تنها یک قوم و ملت بلکه عالَمی وامدار علم و ادب و عرفان آنان است، هر انسان صاحب ذوق را برآن میدارد تا از فرصت ناچیز عمر خود بهره برده و گذری بر تاریخ و جغرافیای این عرصهی زرخیز و عالِمپرور داشته باشد.
دیدن جاذبههای ایران عزیزمان که برای گردشگران خارجی حائز اهمیت است، برای منِ ایرانی اهمیت دوچندان خواهد داشت؛ لذا سعی من بر این است تا از هر فرصت بهدستآمده استفاده کرده و با سفر به مناطق مختلف این مرزوبوم هم با فرهنگ، سنن و آداب و رسوم هموطنان عزیزمان آشنایی بیشتری پیدا کنم و هم به مصداق کلام وحی «سیروا فیالارض» گنجینه آموختههای خود را از تاریخ و مردمان آن غنا بخشم.
آنچه در ادامه میخوانید چکیدهای از سفر به استان سمنان و شهرهای شاهرود، بسطام و خرقان است. امید که پنجرهای باشد به باغ خوش منظری به وسعت ایران ...
ساعت 12 شب چهارشنبه پنجم آبانماه با یک دستگاه اتوبوس از تهران به سمت شاهرود حرکت کردیم. جمعی صمیمی و دوستانه، اکثراً قشر فرهنگی و دانشگاهی. ما مسیری حدود 415کیلومتری را تا شاهرود پیش رو داشتیم که از پاکدشت، ایوانکی، گرمسار، آرادان، سرخه، سمنان و دامغان میگذشت. ساعت 5/5 صبح روز پنجشنبه به 25کیلومتری شاهرود رسیدیم که باتوجه به وقت نماز صبح برای ادای این فریضه در یکی از اقامتگاههای بین راهی توقف کردیم و پس از نیمساعت، مجدداً به مسیر ادامه دادیم و ساعت شش و نیم صبح وارد شهر شاهرود شدیم.
شاهرود زیباترین شهر استان سمنان است.تمام خیابانهای این شهر پر است از درختان چنار تنومند.پاییز که به این شهر سفر کنید زیرپایتان پر است از برگهای رنگی. اگر تاکنون به استان سمنان سفر نکردهاید، حتما در فرصتی مناسب سفر به شاهرود را در دستورکار خود قرار دهید. شاهرود زیبا که خیلی از طبیعت گردان عاشق آن هستند، هم کوه دارد هم کویر و هم جنگل، تنها حدود دو ساعت با دریا و سه ساعت با مشهد فاصله دارد و در پاییز زیباتر هم میشود چرا که در تمام کوچه پسکوچهها و خیابانهای این شهر درختان چنار تنومندی وجود دارند که در خزان برگهای رنگیشان زیر پاهایتان میریزد. میتوانید روی آنها راه بروید و خش خش کردنشان را بشنوید. برگها آنقدر زیاد هستند که حتی شهرداری شاهرود هم قادر به جمعآوری آنها نیست.برگها هر لحظه و هر ثانیه میریزند. شهر شاهرود شهر بسیار تمیزی است که غیر از برگ درختان، هیچ زبالهای را در خیابان رها نمیبینید. خلاصه اینکه همه چیز نظم و انضباط دارد در این شهر. از آلودگی صوتی، آلودگی نوری و آلودگی هوا خبری نیست. شاهرودیها مردمانی بسیار مهربانند. شاید طبیعت سهگانه برایشان آمد داشته و ویژگیهای خوب مردمان کویر، کوهستان و سرسبزی و جنگل را یکجا در خود جمع کردهاند. اگر متوجه شوند که در شهر غریب هستید هر کمکی از دستشان بربیاد برایتان انجام میدهند. حتی ممکن است شما را تا مقصدی که مدنظر دارید همراهی کنند. شهر هم کوچک است و اگر حس و حال پیادهروی داشته باشید بیشتر مسیرها را میتوانید پیاده بروید. مهمترین میدانهای شهر هم میدان امام خمینی و میدان جمهوری است که مردم شهر میدان جمهوری را به نام «فلکه» بیشتر میشناسند. از جمله آثار دیدنی این شهر میتوان به خانه یغماییها، موزه، بازار سنتی و مسجد جامع آن اشاره کرد.
خانه یغماییها در حقیقت تنها خانه شهر شاهرود است که بادگیر دارد. شاید به خاطر اینکه در سال 1304 خورشیدی توسط یک معمار یزدی به نام استاد مهدی حیدریان ساخته شد.این خانه در حال حاضر محل اداره میراث فرهنگی و گردشگری شاهرود است.
موزه شاهرود در خیابان فردوسی قرار دارد.این ساختمان پیش از این بلدیه و فرمانداری شهر بوده و هم اکنون نیز در کنار ساختمان شهرداری قرار دارد که در سال 1306 ساخته شده و پس از مرمت و بازسازی از سال 1367 به عنوان موزه شهر تغییر کاربری داده و به شماره 1888 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.این بنا، دو طبقه است و مساحتی معادل 450 مترمربع دارد و از دو بخش مردمشناسی و باستانشناسی تشکیل شده است.
مسجد جامع شاهرود در مجاورت محلات قدیمی شهر مانند «قلعه ولوا» ، «بیدآباد» و «چهارسوق» شاهرود واقع شده و قدیمیترین مسجد شاهرود است که قدمت آن حداقل به دوره ایلخانی میرسد. در سال 1242 اهالی شاهرود این مسجد را مرمت کردهاند واین یک قسمت به طور مخالف پوشانده شده است. سقف بنا به صورت طاق و گنبد با قوسهایایرانی و عمدتاً پنج و هفت روی جرزهای چند ضلعی اجرا شده است. در تعمیرات سال 1375 خورشیدی، به هنگام مرمت یکی از گنبدهای اصلی و استحکام بخش سه گنبد فرعی، بقایای کتیبهای گچبری کشف شد که شیوه گچبری آن به آثار دورهایلخانی شباهت دارد . این بنا در سال 1376به شماره 1856 به ثبت تاریخی رسیده است. هنوز هم میتوان آثار یادگاری نویسیهای دوره قاجاریه را روی دیوارهای این مسجد قدیمی دید.
صبحانه را ساعت 7صبح در رستوران هتل ایرانگردی شهر شاهرود صرف کردیم و پس از استراحتی نیمساعته بهسمت جنگل ابر بهراه افتادیم. فاصله شاهرود تا روستای ابر 73کیلومتر است و از روستا تا جنگل حدود 10 الی 12 کیلومتر جاده خاکی دارد که با توجه به عدم توانایی و کشش اتوبوس در این مسیر مجبور شدیم ساعت 9صبح در روستا از خودرو پیاده شویم و با مینیبوسهای کرایهای به سمت جنگل حرکت کنیم.
جنگل ابر شاهرود قسمتی از قدیمیترین و زیباترین جنگلهای هیرکانی است با گونههای گیاهی و جانوری نادر، و یکی از زیباترین نقاط شهرستان شاهرود است. این جنگل با ۳۵ هزار هکتار وسعت در ادامه جنگلهای سرسبز شمال کشور است و به دلیل این که در اغلب مواقع فضای این جنگل را اقیانوسی از ابر فرامیگیرد به این نام مشهور است. در این جنگل ابرها آنقدر به درختها نزدیکاند که بهنظر میرسد جنگل بر روی ابرها سوار است و میتوان در میان ابرها گشت و گذار کرد و به باور بسیاری از گردشگران یکی از زیباترین چشماندازهای طبیعت ایران محسوب میشود.طرح جنگل کاری احیا و غنی سازی جنگلهای مخروبه ابراز سال ۱۳۷۰ به اجرا درآمده است که وسعتی برابر ۱۱۲۱۶ هکتار از دامنههای شمالی را شامل میشود. همچنین بیش از ۲۰۰ هکتار از مناطق فوق قرق و عملیات نهال کاری با کاشت گونههایی مانند بلوط، افرا، شیردار، توسکا، ون، اقاقیا، گلابی وحشی، ممرز و تعدادی سوزنی برگ از جنس لاریکس و کاج جنگلی و بذرکاری با گونههای ون، ممرز، بلوط، گلابی وحشی انجام شده و عملیات فوق همچنان ادامه دارد.این جنگل ۱۱۴اُمین اثر طبیعی است که توسط سازمان میراث فرهنگی در ۲۰ بهمن ۱۳۸۹ در فهرست میراث طبیعی ایران قرار گرفت. در جلسه شورای عالی محیط زیست در ۲۹ بهمن سال ۱۳۹۳ جنگل ابر منطقه حفاظت شده اعلام شد و در فهرست مناطق چهارگانه سازمان حفاظت از محیط زیست درآمد.
مینیبوسهای کرایهای جایی را در مسیری که از وسط جنگل میگذرد بهعنوان محل توقف انتخاب کردهاند. در اینجا باید از وسیله نقلیه پیاده شد و بقیه مسیر را به صورت راهپیمایی طی نمود. از تنوع گونههای گیاهی و مسیر سرسبز داخل جنگل که بگذریم منظره تماشایی خط افق دریای خزر از بالای جنگل چشمها را به خود خیره میسازد. مدت زمان پیادهروی در جنگل بستگی به توانایی جسمی و داشتن فرصت کافی دارد. هرچقدر زمان و قدرت بدنی بیشتر باشد گشت و گذار در جنگل دلپذیرتر خواهدبود. آبشاری هم در اواسط مسیر وجود دارد که پس از طی مسافتی حدود یک ساعت و نیمه میتوان به آن رسید.
با بلند شدن صلای اذان ظهر به پیادهروی در جنگل خاتمه دادیم و به سمت ایستگاه مینیبوسها بهراه افتادیم. گرچه میانوعده غذایی بههمراه داشتیم و از آن هم استفاده کردیم ولی همراهان ما گرسنه بودند و باید هرچه سریعتر برای صرف ناهار حرکت میکردیم. مجدداً با همان مینیبوسها به روستا و از آنجا هم سوار بر اتوبوس به سمت شاهرود و محل اقامتمان یعنی هتل ایرانگری حرکت کردیم. ناهار را در رستوران هتل صرف کردیم و پس از تحویل اتاقها و استراحتی سه ساعته برای رفتن به بازار سنتی شهر شاهرود آماده شدیم.
مجموعه بازار شاهرود از جمله آثار دیدنی مربوط به دوره قاجار است و در بافت قدیمی شهرستان شاهرود قرار دارد. این بازار تاریخی با قدمتی 150 ساله شامل بیش از ۲۶۰ باب مغازه است. این بنا علاوه بر راسته اصلی، دارای چندین کاروانسرا، حمام، آب انبار و مدرسه است. بازار شاهرود یکی از بازارهای تاریخی و بزرگ استان سمنان است که از نظر اقتصادی از جایگاه ویژهای در این شهر برخوردار است که در سال ۱۳۷۸ توسط سازمان میراث فرهنگی با شماره ۲۲۸۵ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید. شالوده اصلی بازار خشت خام بوده و پوشش گنبد ها از خشت و آجر است که با 4 فرم مختلف اجرا گردیده، شایان ذکر است قدیمیترین بخش بازار با پوشش آجر کاری حصیری میباشد. در رابطه با انجام گچکاری که درحال حاضر توسط ادارۀ میراث فرهنگی در دست اقدام است، در این راسته بازار پوشش نهایی بام در گذشته از گچ بوده که براثر فرسودگی و گذشت زمان نیاز به مرمت دوباره دارد. همچنین پوشش این گنبد ها از جنس خشت خام و طاق های آن به سبک یزدی است. اجرای لایۀ گچ جزء لاینفک اجرایی این سبک چه از نظر زیبایی و چه از نظر استحکام بخشی است؛ بنا براین بر اساس ضوابط و اصول مرمتی با توجه به حفظ اصالت و سبک قسمت های مختلف بنا، اقدام حفاظتی صورت گرفته و گنبدهای انتهایی بازار که به صورت آجرکاری حصیری اجرا شده طور دیگری مرمت شده و از گچ کاری بر روی آن اجتناب شده است.
سوغات و صنایع دستی شاهرود بسیار متنوعاند. از انواع صنایع دستی مانند گلیم و جاجیم گرفته تا نانهای سنتی و میوههای مختلف که حتی شهرت جهانی دارند که از میان آنها به این موارد میتوان اشاره کرد: برگهی زردآلو، کشمش، انگور، گیلاس، آلو، انواع نان، نان قندی، نان کاک، فطیر، انواع نقل و آبنبات و صنایع دستی از قبیل گلیم، گلیچ، جاجیم، منبت، نمد، سوزندوزی، سفال و سرامیک و ...
پس از بازارگردی و خرید سوغات این شهر به سمت آبشار مصنوعی بهراه افتادیم. پارک آبشار یا مجموعه آبشار شاهرود مکانی مناسب برای استراحت مسافران است. این مجموعه شامل دریاچه، آبشار، باغ وحشی کوچک، سینمای سه بعدی، کمپهای اطراق، رستوران، پل معلق و جاده سلامت با امکانات ورزشی است که می تواند فرصتی برای استراحت و لذت بردن مسافران باشد. این پارک برای اقامت شبانه نیز برای کسانی که در سفر از چادرهای مسافرتی استفاده می کنند جای مناسبی است.
هوا بسیار مطبوع و دلپذیر بود. از بالای تپه شهری را میدیدیم که غرق نور بود و خبری از برجهای چندین طبقه و آسمانخراشهای سربهفلک کشیده نبود. نه از دود و دم خبری بود و نه از قیل و قال کلانشهرها و آلودگی صوتی.
شام را در یکی از رستورانهای خوب شهر صرف کردیم و پس از مراجعت به هتل تا پاسی از شب با همسفران مشغول گپ و گفت شدیم. هتل جهانگردی شاهرود در شمال شهر واقع شده و با موقعیت مکانی زیبایش از مناطق دلپذیر در قلب پارک جنگلی، نزدیک به بام شاهرود (جاده سلامتی) برخوردار است. این هتل هم چنین با فاصله کمی که از مرکز شهر دارد بازدید از پارک آبی شاهرود، گنجینه شاهرود و بازار سنتی وکاروانسرای تاریخی میان دشت را برای مسافران آسان نموده است.
روز اول سفر به این منوال طی شد. شب را با آرامش و فارغ از هیاهوی روزمره زندگی در هتل به صبح رساندیم تا با نشاطی تازه روز دوم سفر را آغاز کنیم.
با طلوع خورشید صبح جمعه و پس از صرف صبحانه، هتل را به مقصد روستای خرقان یا همان قلعه نو خرقان، زادگاه و آرامگاه عارف نامی شیخ ابوالحسن خرقانی ترک کردیم. فاصله 34کیلومتری بین شاهرود و خرقان را درمدت حدود نیمساعت طی کردیم تا به محل آرامگاه این شیخ عارف در شمال غربی شهرستان شاهرود و در روستای قلعه نوخرقان رسیدیم.محراب این بنا که متعلق به دوره ایلخانی است از جمله مهمترین بخشهای بنای فعلی این آرامگاه محسوب میشود شیخ ابوالحسن علی بن جعفر بن سلمان خرقانی عارف بزرگ قرن چهارم و پنجم هجری از چهرههای بسیار درخشان عرفان ایرانی است که دربخش ادبیات به وصف حال وی بیشتر پرداخته شده است بعداز دیدن آرامگاه ،خرقان را با آن حال و هوای پاک و عرفانی گذاشتیم و گذشتیم و رو به قبله حاجاتِ شیخ خرقان یعنی بسطام، شهر پیر طریقت، بایزید آوردیم. از خرقان تا بسطام فاصله چندانی نیست. حدوداً 25 کیلومتر که در مدت 20 دقیقه به محل آرامگاه بایزید بسطامی رسیدیم.
بسطام، در شش کیلومتری شاهرود قرار دارد؛ شهر آرامی است و از همه مهمتر اینکه این شهر هم مانند شاهرود پر است از چنارهای تنومند که در فصل پاییز برگریزان دارند و بلوار اصلی شهر و کوچه پس کوچهها را رنگی کردهاند. بهویژه بلوار اصلی شهر که از جاده، منتهی به بسطام و البته بارگاه بایزید بسطامی میشود. بارگاه بایزید بسطامی دور میدان اصلی شهر قابل دیدن است. دربارهی آن نوشتهاند که «بستان های بسیار، میوه های نیکو، روستاهای مصفا و جامع ظریف» داشت. بسطام امروزین نیز چنین است. باغهایش مصفا و مسجد جامعش به غایت زیباست. افزون بر این، آرامگاه مردی را دربر گرفته که شهرت خود را مدیون اوست: «بایزید بسطامی» اینکه در روزگاران کهن می گفتند: هیچ کس از اهل بسطام عاشق نمیشود و اگر عاشقی در آنجا قدم نهد چون از آب آن بنوشد عشق از دلش بیرون خواهد رفت، اشاره ای بود به طریقت بازید که تنهاه به یک عشق می اندیشید: عشق حق. مهمترین آثار دیدنی شهر، مجموعهی بایزید بسطامی و بقعهی امامزاده محمدبن جعفر صادق، مسجد جامع، برج کاشانه و برج و باروی شهر است.
مجموعهی بایزید بسطامی سه در ورودی دارد. وقتی وارد محوطه می شوید گویی به گذشه بازگشتهاید. صدای گنجشکها و قارقار کلاغان، آسمان آبی و برگ های زرد و نارنجی درختان در کنار گنبد و کاشی کاری های آبی مجموعه منظرهی زیبایی را به وجود آورده است. محوطه آرامش خاصی دارد به ویژه نزدیک غروب و شبها که ستاره های آسمان درخشان میشوند اما دربارهی بایزید بسطامی باید گفت که نام اصلی بایزید، «طیفور بن عیسی بن سروشان» است و پدرش سروشان، از زرتشتیانی بود که به اسلام گروید. از زندگی او چیز زیادی نمیدانیم و آنچه در منابع تاریخی آمده، پراکنده و ناهمخوان است. گروهی او را متوفی به سال 180 هجری قمری میدانند و بر این باورند که از شاگردان امام جعفر صادق و سقای او بوده؛ چندان که به «طیفور سقا» شهرت یافته است. گروهی دیگر سال وفات بایزید را به سال 234 و یا 261 و مدت عمرش را 73 سال ثبت کرده اند، معتقدند که بایزید پس از وفات امام صادق به دنیا آمده و نمی تواند شاگرد او باشد.با وجودی که از سفرهای او به بلخ و بغداد و مکه سخن گفتهاند اما سخنان منسوب به خودش قبول این روایات را دشوار میسازد: وقتی کسی با وی گفت که مریدان از سیاحت و طلب نمیآسایند، بایزید جواب داد که یار من مقیم است، نه مسافر و من با او مقیم هستم و مسافرت نمیکنم. به هر روی بایزید که بنای کارش بر مراقبت نفس بود، در تصوف ایرانی مقامی بس بلند یافت تا آنجا که لقب «سلطان العارفین» را برازنده اش دانستند. او در بسطام درگذشت و کنار همان صومعه ای که خلوت میکرد و ریاضت میکشید، به خاک سپرده شد. مجموعهی آرامگاه بایزید در بسطام که در مرکز این شهر قرار گرفته، مجموعه بزرگی با فضاهای گوناگون همچون مسجد، بقعه، گنبد، مناره، ایوان، دالان، رواق و صحن است که آثاری از دوره های سلجوقی (سده 11 تا 12 میلادی)، ایلخانی (سده 13 تا 14)، تیموری (سده 14 تا 16)، صفوی (سده 16 تا 18) و قاجار (سده 19 تا 20) را در خود جای داده است.بیشترین و زیباترین این آثار مربوط به دوره سلجوقی و ایلخانی است که با آجرکاری، گچبری و کاشی کاری تزیین شده است. برخلاف انتظار، مزار بایزید بیرون از فضاهای معماری و در گوشه ای از صحن مجموعه قرار دارد. سنگی مرمرین بر مزار او نصب شده، که مربوط به سال های اخیر است. این می تواند اشاره ای باشد به زهد و ساده زیستی بایزید و پرهیز او از مظاهر دنیوی. نزدیک به سنگ مزار بایزید دو اتاق کوچک وجود دارد که گفته می شود همان صومعه و محل عبادت بایزید است. همچنین باید از بقعه امام زاده محمد بن جعفر صادق یاد کرد که نزدیک به مزار بایزید و در سمت جنوب آن واقع شده است. این بقعه نفیس از آثار دوره اولجایتو –ایلخانمغول –ومتعلقبهسال 700 ه.قاست.
در محل صومعه و محراب ایلخانی بنا گچبریهای ارزندهای به چشم میخورد. مناره این بنا مشابه سایر منارههای سلجوقی است و از گره چینی آجری زیبایی تشکیل شده است. همچنین دو محراب که یکی در مسجد جامع و دیگری در مسجد جنبی (مجموعه بایزید) قرار دارد که در نوع خود یک شاهکار گچبری محسوب میشود، مسجد چوبی در سه دوره سلجوقی، ایلخانی، مغولی تغییر پیدا کرده است. محراب این مسجد که یک محراب گچبری زیبا دارد به دست هنرمند مهندسالمعمار محمود دامغانی خلق شده است. این مسجد در دوره سلجوقی مربع شکل و در فضای کوچکی با سقف گنبدی و محراب گچبری ساخته شد که در دوره ایلخانی تخریب و بهصورت مربع شکل گسترش یافته که در کاوشهای بهعمل آمده محراب و اثر پایههای بنای قبلی به دست آمده است که توسط مهندسان میراث، مرمت شده است. بنای ایلخانی هم بعدها در اثر عوامل طبیعی تخریب و در دوره قاجار با پلان مستطیل و بزرگتر از اول ساخته شده و با سقف چوبی مسطح پوشیده شده است.
مدرسه شاهرخیه نیز از پلان بسیار جالبی برخوردار است و در حدود 28 حجره در دو طبقه برای استفاده طلاب علوم دینی ساخته شده است. این مدرسه دارای مسجد، ایوان و زورخانه است.
حمام بسطام که در ضلع جنوب شرقی مدرسه شاهرخیه واقع است مشابه سایر حمامهای قدیمی از یک ورودی و چند پله که استفادهکننده را به سمت پایین راهنمایی میکند، تشکیل شده است. سپس به رختکن زیبایی میرسیم این فضا دارای 4 سکو برای درآوردن لباس و پوشیدن آن و سپس از طریق یک راهرو با کمی پیچیدگی به سمت گرمخانه راهنمایی شده که گرمخانه نیز دارای فضاهای جانبی است و برای شستشو که در انتهای میز خزانه قرار داشته است که باتوجه به استفاده امروزی بهجای خزانه در قسمتی از آن دوش تعبیه شد است.
مسجد جامع بنای دیگری است از مجموعه که در ضلع شرقی و محراب گچبری و قسمتهای شمال و غرب آن از بینرفته بود که با پیگردیها پایه ستونها بهدست آمد و قسمت شمال و غرب بازسازی و پایه ستونها در داخل حیاط با آجر فرش مورب مشخص شده است. این بنا همانطور که گفته شده بود دارای محرابی گچبری شده زیبا است که در دوره قاجار مرمت شده است،
برجکاشانه برجی است آرامگاهی متصل به مسجدجامع که پلانی از بیرون دندانهدار است که در دوره ایلخانان مغول ساخته شده است و دارای سردابی است و پلهای آنرا به بالای برج وصل میکند که از داخل دیواره برج میگذرد. پوشش خارجی بنا فروریخته یا اجرا نشده است، ولی پوششزیرین (گنبد فعلی) موجود است.داخل بنا بهصورت هشتضلعی با طاقنماهای زیبایی است که احتمالا در دوره قاجار اندودگچ داشته است،
از این مجموعه دو بنا بهثبت آثار ملی رسیدهاند: برج کاشانه (برج آرامگاهی است نزدیک مسجد جامع) در تاریخ 1310 به شماره 69 در فهرست آثار تاریخی به ثبت رسیده است و مسجد شیخ بسطامی (مسجد چوبی) در سال 1310 به شماره 110در فهرست آثار تاریخی به ثبت رسیده است و ابعاد این بنا حدود 68200 متر است.
روز دوم سفر را با زیارت جناب بایزید و دیدار از شهر بسطام به نیمه رساندیم و برای صرف ناهار و کمی گردش و تفریح عازم باغ گردشگری اَوِرس در کیلومتر 8 جاده شاهرود به مجن شدیم.
این باغ گردشگری در زمینی به مساحت بالغ بر شش هکتار افتتاح شده و شامل پیست دوچرخه سواری، کافی شاپ و باغ رستوران، کبوتر خانه و المان های معماری، مسیرهای پیاده روی و …است. به گفتهی مسئولان این مجموعه، فضای سبز این مجتمع تفریحی- اقامتی با الهام از جلوههای زیباشناسی باغ و منظرههای بومی ایران (نواحی معتدل و کوهپایه ای) طراحی شده و با کاشت 5500 اصله نهال از 150 گونه درختی و درختچهای، در استان بی نظیر است.
پس از صرف ناهار در این مکان زیبا، اندکی استراحت، صرف چای صحرایی در کنار کلبه چوبی و آبشار مصنوعی وسط مجموعه برآن شدیم تا در ادامه سفر به شهر کوهستانی و زیبای مُجِن برویم و از هوای لطیف، آرامش بخش و باطراوت این شهر بهره بریم؛ مضاف بر این که آبشار زیبا و طبیعی مجن که از جمله مکانهای تفریحی و گردشگری استان سمنان است در فاصلهی 8کیلومتری این شهر قراردارد و هرساله گردشگران بیشماری را به خود جلب میکند.
متأسفانه به دلیل فرصت اندک و اینکه برنامهی سفر بسیار فشرده و فاصلهی زمانی تا تهران زیاد بود مجبور شدیم برنامه بازدید از مجن و آبشار دیدنی آن را لغو و به سمت تهران رهسپار شویم.
ساعت 4 بعدازظهر از مجموعهی اَوِرس حرکت کردیم و با یک دنیا خاطرات شیرین از این سفر، با خرقان، بسطام، شاهرود و مردمان خوب آن دیار را وداع نمودیم. باشد که باز بینیم دیدار آن دیار را ...
ناگفته نماند که در مسیر برگشت، در شهر سرخه نیز توقف کوتاهی داشتیم تا دوستان و همراهان سفر بتوانند سوغات این شهر یعنی کلوچههای سنتی خوشمزه را خریداری کنند.
اتفاق بسیار شیرین و بهیادماندنی که در طول مدت بازگشت در اتوبوس داشتیم شعرخوانی، غزل خوانی و بحث و تبادل نظر در زمینه شعر و ادب پارسی بود که با اجرای زیبای همراهان ادب دوست حظ و بهرهی وافری بردیم.
خوشبختانه طبق زمانبندی انجام شده قبلی رأس ساعت 10شب به تهران رسیدیم و خاطره خوش سفر را در کولهبارمان با خود به خانه بردیم.
سمانه جعفری
آبان ماه 1395