117

موج جدید سرمایه گذاری در صنعت پتروشیمی آمریکا

(شنبه ۱۵ دی ۱۳۹۷) ۰۸:۰۰

همانطور که ایالات متحده آمریکا برای موج جدید سرمایه گذاری در صنعت پتروشیمی آماده می شود، شرکت های پتروشیمی باید گامهایی را بردارند تا اشتباهات گذشته را تکرار نکنند، و بتوانند با چالش هایی که پیش روی آنها قرار دارد مواجه شوند.

تمرکز جغرافیایی سرمایه گذاری جهانی در صنعت پتروشیمی در چند سال گذشته با تغییر و تحولات پی در پی مواجه بوده است. پیشتر خاورمیانه مقصد اول همه سرمایه گذاری ها در صنعت پتروشیمی بود. اما اولویت های سرمایه گذاری در طول زمان تغییر کرده است، و در حال حاضر ایالات متحده آمریکا و چین سهم بزرگی از این سرمایه گذاری ها را به خود اختصاص می دهند.

در موج اول سرمایه گذاری، مخارج سرمایه ای پایه ایالات متحده آمریکا از 2/12 میلیارد دلار آمریکا در سال 2008 به 3/15 میلیارد دلار آمریکا در سال 2016 افزایش یافت.[1] بین سال های 2010 و 2017، فراوانی گاز شیل ارزان قیمت به افزایش پیش بینی نشده ظرفیت تولید محصولات پتروشیمی و توسعه این صنعت در طول خلیج ساحلی آمریکا انجامید (نمودار 1) انتظار می رود که این منطقه در آینده نزدیک شاهد جهش مشابهی باشد.

بر اساس نظرسنجی که توسط مجله BIS در اواسط سال 2017 انجام شده است، مدیران اجرایی صنعت پتروشیمی همگی متفق القول بودند که موج دوم سرمایه گذاری در صنعت پتروشیمی آمریکا حتمی و قریب الوقوع خواهد بود. در همان زمان، همه آنها معتقد بودند که سرعت این موج بسیار کمتر خواهد بود.

اگرچه وجود نااطمینانی های بسیار شامل کاهش اختلاف نسبت قیمت نفت به گاز، افزایش تمایل به بازارهای صادراتی کلیدی، افزایش حمایت گرایی و ظهور چین به عنوان تولیدکننده و مصرف کننده اساسی محصولات شیمیایی می تواند مانع از شکل گیری این موج سرمایه گذاری شود. با این وجود، بسیاری از فعالان این صنعت نسبت به چشم انداز رشد این صنعت خوش بین هستند.

نمودار 1- سرمایه گذاری در صنعت پتروشیمی و اعلام پروژه های جدید در ایالات متحده آمریکا در حال افزایش هستند (نمودار تجمعی، 2017- 2013)

سرمایه

منبع: American Chemistry Council

با این وجود، هنوز هم چالش های بسیاری برای شرکت های پتروشیمی وجود دارد تا بتوانند از منابع سرمایه ای که در طول موج دوم سرمایه گذاری در اختیار آنان قرار خواهد گرفت به نحو احسن استفاده کنند. این چالش های ممکن است شبیه همان چالش هایی باشد که این شرکت ها در موج اول سرمایه گذاری با آنها مواجه شده اند.

به عنوان مثال، در طول موج اول سرمایه گذاری، نه تنها شرکت های پتروشیمی با این چالش مواجه بودند که پروژه ها را به موقع تکمیل کنند، بلکه اغلب پروژه های با کسری بودجه مواجه می شدند. اقتصاد پروژه ممکن است در ابتدای کار بسیار منطقی به نظر بیاید، اما مشکل این بود که ساختار بسیاری از این پروژه ها به نحوی بود که نمی توانستند خود را به سرعت با شرایط متغیر بازار وفق دهند.

چالش هایی مانند هزینه بالای نیروی کار، بهره وری پایین نیروی کار، فرآیندهای به شدت دستوری یا پیچیده فازهای اجرایی پروژه، مدل های پیچیده مدیریت پروژه، تصمیم گیری های غیر بهینه و عدم همسویی فرهنگی و تیمی باعث شده که نتایج حاصل از اجرای پروژه ها بسیار ضعیف باشد.

در نتیجه پروژه هایی به ارزش تقریبی 89 میلیارد دلار آمریکا، که کمتر از 50 درصد ارزش اعلامی پروژه ها یعنی 185 میلیارد دلار آمریکا بود، در انتهای سال 2017 میلادی کامل شده بودند یا هنوز در حال ساخت بودند.

موانع انجام موفق پروژه ها و راه های مقابله با آنها

موج اول سرمایه گذاری در صنعت پتروشیمی یک بازار داغ برای نیروی کار، تجهیزات و مواد اولیه ایجاد کرد. احتمالا با شکل گیری موج دوم سرمایه گذاری، شرکت های پتروشیمی و فعالان صنعت پتروشیمی باید برای شناسایی ریسک ها و استراتژی های مناسب برای مقابله با آنها، مانند مدل سازی برای مقابله با ریسک نیروی کار، برای این موج جدید آماده شوند.

ممکن است در برخی موارد، بودجه اضطراری و تخصیص بودجه مناسب برای متعادل کردن هزینه ها در دستور کار قرار گیرد. بر اساس شواهد موجود، تقریبا 50 درصد از پروژه های اعلام شده در طول موج اول سرمایه گذاری بر اساس برنامه ریزی صورت گرفته پیش نرفتند. برای فعالان صنعت پتروشیمی، درس های فراوانی است که می توانند از این شکست فرا گیرند.

ما چندین پروژه را که با استفاده از سرمایه وارد شده در موج اول سرمایه گذاری انجام شدند را تحلیل کرده ایم و شش مانع اصلی برای انجام موفق پروژه ها را شناسایی کرده ایم، اینکه اساسا چرا چنین اتفاقاتی رخ داده است و مدیران پروژه ها چه کارهایی می توانند انجام دهند که این بار چنین نتایجی به بار نیاید.

شناسایی این موانع و کاربردهای آنها می تواند به مدیران اجرایی این پروژه ها کمک کند تا برنامه ریزی کنند و استراتژی هایی را به کار ببندند که از وقوع نتایج مشابه اجتناب کنند. این موانع عبارتند از:

1.      ریسک فرهنگی: فرهنگ کسب و کار و شفافیت در عملکرد را ایجاد کنید.

2.      عدم تناسب ساختار سازمانی: انگیزه های لازم برای انجام صحیح کار و مسوولیت ها را تعریف کنید تا بتوانید رفتارهای درست را استخراج کنید.

3.      مورد کسب و کار ایستا: به طور مداوم کسب و کار اصلی خود را مرور کنید با بتوانید با چالش های موجود بر سر راه انجام صحیح پروژه مواجه شوید.

4.      رقابت غیر ضروری: بین تقاضاهای کارفرمای پروژه و مسوولیت های پیمانکار تعادل منطقی برقرار کنید.

5.      مدیریت سازماندهی نشده پروژه: رئوس برنامه مدیریتی را تعیین کنید تا بتوانید راحت تر تصمیم گیری کنید.

6.       مرور ناکافی پروژه: متخصصان مستقل را به کار بگیرید تا بتوانید به طور مداوم پروژه را مورد بازنگری قرار دهید.

 



[1] American Chemistry Council.

تعداد بازدید : ۱۴۲

پست الکترونیک را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید