109

صنعت پتروشیمی در سال 2025: آیا صنعت پتروشیمی با همین روند به پیش خواهد رفت؟

(شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۷) ۰۸:۰۰

شرکت های پتروشیمی در سال گذشته در وضعیت بسیار خوبی قرار داشتند، اما روندهایی که باعث پیشرفت این صنعت در سال گذشته و نیز سال های پیش تر بودند در حال تغییر هستند.

 شرکت های پتروشیمی باید نسبت به این تغییرات آگاه باشند و نقاط قوت خود را در جهت دسترسی سریعتر به نتیجه به کار گیرند و با شناسایی نقاط ضعف خود مانع از کند شدن گام های خود در مسیر پیشرفت شوند.

هرگاه که در طول ده سال گذشته عملکرد بازارهای سرمایه صنعت پتروشیمی را بررسی کرده ایم، تصویر بسیار مشابهی را مشاهده کرده ایم. بر اساس معیار بازدهی کل سهامداران، صنعت پتروشیمی، برای یک دوره طولانی، نه تنها عملکرد بهتری نسبت به کل بازار داشته است، بلکه در مقایسه با همه صنایعی که مشتری آن بوده اند و نیز در مقایسه با عرضه کنندگان مواد اولیه مورد نیاز این صنعت وضعیت بسیار بهتری داشته است.

در بین محصولات شیمیایی نیز، زیربخش های کالایی و تخصصی عملکرد مشابهی را داشته اند، در صورتی که شرکت هایی که محصولات متنوعی تولید می کنند به دنبال آنها حرکت کرده اند.

در طول زمان، تغییر و تحولات بسیاری در مورد زمینه کاری وجود داشته است، و عملکرد بازیگران پتروشیمی به شدت تحت تاثیر اختلاف قیمت نفتا و اتان و نیز چرخه کالایی قرار داشته است، در حالی که بازیگران صنعت تولید مواد شیمیایی تخصصی بیشتر تحت تاثیر رشد بازار کالاهای نهایی و فعالیت های مربوط به خرید و فروش بوده اند، اما با این وجود این تغییر و تحولات تصویر روشن پیش روی این صنعت را متاثر نکرده است.

انگیزه پشت این عملکرد قوی، توانایی صنعت پتروشیمی در افزایش قابل توجه درآمدهای خود بر مبنای درآمد کل است که با سرعت کمی رشد کرده است، اما سرعت آن همیشه هماهنگ با رشد تولید ناخالص جهانی بوده است. این توانایی همواره توسط عوامل زیر مورد حمایت قرار گرفته است.

اول، صنعت پتروشیمی در طول زمان نرخ بهره وری خود را افزایش داده است، ولی این امر باعث نشده است که سودآوری این صنعت کاهش یابد، برخلاف سایر صنایع که گرچه آنها نیز در طول زمان بهره وری خود را افزایش داده اند، اما در ازای آن سایر منافع خود را از دست داده اند. اما سوالی که مطرح می شود این است که چگونه صنعت پتروشیمی توانسته است چنین دستاوردی داشته باشد؟

اگر به این صنعت به صورت کلی نگاه کنیم می بینیم که در طول زمان بخش های آن از هم جدا شده اند، اما دو دهه متوالی از بازسازی ساختاری پورتفو در بسیاری از بخش های این صنعت زیر ساختی به شدت متمرکز ایجاد کرده است. همین امر باعث شده است که این صنعت در مقابل مشتریان خود و نیز عرضه کنندگان صنعت از قدرت چانه زنی بسیار بالایی برخوردار باشد.

دوم، صنعت پتروشیمی به طور قابل توجهی از رشد اقتصادی بالای چین در دو دهه اخیر منتفع شده است. ظرفیت تولید چین نمی تواند به این زودی های پاسخگوی کل تقاضای داخلی این کشور باشد، بنابراین این کشور نیاز به واردات محصولات پتروشیمی دارد. این امر باعث شده است که بازیگران اروپای غربی و آمریکای شمالی، در شرایطی که در بازارهای داخلی خود رکود را تجربه می کردند، بتوانند رشد کنند.

در نهایت، باید به یاد داشته باشیم که صنعت پتروشیمی به صورت ذاتی یک مدل تجاری معقول و مناسب دارد: محصولات این صنعت «دنیای همه چیز» را به وجود می آورند. بدون حمایت صنعت پتروشیمی و تولید مواد شیمیایی تقریبا همه چیزهایی که ما با آنها زندگی می کنیم، از ساختمان هایی که در آنها زندگی می کنیم، غذاهایی که می خوریم و مواد آرایشی و بهداشتی که استفاده می کنیم، می توانستند وجود داشته باشند.

بنابراین به طور کلی جایگاه این صنعت به شکلی است که می تواند از روندهای متنوعی منفعت ببرد، از پایداری بگیرید تا تحرک الکترونیکی، از افزایش تقاضا برای انواع کالاها بگیرید تا تغییرات عمده در رفتار مصرف کنندگان.

همراه با این مسائل بنیادی، توسعه های مثبتی نیز در بخش های خاصی از صنعت رخ داده است که باعث شده است عملکرد کلی بازارهای سرمایه صنعت بهبود یابد. مهم ترین آنها دسترسی به منابع گازهای صخره ای در خاورمیانه و گاز شیل در آمریکای شمالی است و نیز روند صعودی برخی از کالاهای بخش کشاورزی از سال 2000 تا کنون.

آیا این روند تغییر خواهد کرد؟

اما این دوره طلایی ممکن است که رو به پایان باشد. برخی از مهم ترین شاخص ها در طول چند سال گذشته تغییر کرده اند. در حالی که هنوز هم عملکرد 15 ساله صنعت پتروشیمی بسیار خوب به نظر می رسد، نگاهی نزدیک تر به پنج سال گذشته چندان هم جذاب به نظر نمی رسد: نه تنها صنعت پتروشیمی و تولید مواد شیمیایی از سال 2011 به بعد از نظر بازدهی کل سهامداران از بقیه صنایع حاضر در بازار سهام عقب مانده است، بلکه عملکرد بازدهی سرمایه صنعت نیز در بعضی بخش ها ثابت بوده و در برخی از آنها کاهش یافته است.

این روند معکوس در عملکرد شاخص های مالی حاکی از تغییر و تحولات مهم در مسایل بنیادی این صنعت است. در وهله اول، برای این صنعت بسیار سخت شده است که هنوز هم از منافع ناشی از تلاش برای بهبود بهره وری نفع ببرد. این پارادوکس زمانی مهم تر می شود که بدانیم در دوره ای این اتفاق دارد می افتد که پیشرفت های تحلیلی و رویکردهای دیجیتال موج جدیدی از فرصت ها را برای افزایش منافع حاصل از بهره وری ایجاد کرده اند. چرا این صنعت با این مشکلات دست و پنجه نرم می کنند؟

نشانه هایی وجود دارد که یکی از پاشنه آشیل های عملکرد صنعت پتروشیمی ساختار متمرکز صنعت- در حال تضعیف است. این نشانه ها چگونه به وجود آمده اند؟ به نظر می رسد که سطح رقابت پذیری در بسیاری از بخش ها به طور چشمگیری در حال افزایش است زیرا افزایش تعداد ورودی های جدید، که اکثر آنها چینی هستند، و مازاد ظرفیت ناشی از حضور آنها باعث شده است مازاد عرضه یکی از چالش های مهم صنعت پتروشیمی در برخی از حوزه های تولیدی شود.

عامل مهم دوم، رشد آهسته تقاضای جهانی است. نرخ رشد تولید ناخالص داخلی جهان در همه بازارهای مهم چین کاهش یافته است و انتظار می رود که کاهش بیشتری را نیز تجربه کنند. عامل بسیار مهم تر این است که مصرف سرانه محصولات پتروشیمی چین در حال نزدیک شدن به آستانه است، جایی که روند آن نسبت به روند رشد تولید ناخالص داخلی واگرا می شود و حتی پیش بینی شده است که در آینده از این نرخ رشد هم عقب بماند.

چین از مرحله سرمایه گذاری ساختن زیرساخت در سراسر کشور در حالی که اکثر مردم آن صاحب خانه های جدید، کالاهای مصرفی بادوام، اتومبیل و سایر دارایی ها شده اند- عبور کرده است و در حال تبدیل شدن به اقتصادی است که بیشتر نیاز به توسعه بخش خدمات خود دارد، مرحله ای که نیاز به محصولات پتروشیمی را بسیار کم می کند. یک خودرو کلاس متوسط که یک چینی می خرد لزوما خیلی بیشتر از یک مدل کلاس پایین نیاز به محصولات پتروشیمی ندارد.

اگر بخواهیم در سطح جهانی تحلیل کنیم، تخمین ما این است که نرخ رشد 6/3 درصدی محصولات پتروشیمی ممکن است به اندازه 5/0 تا 0/2 صدم درصد در طول سال 2018 میلادی کاهش پیدا کند، که البته تحقق آن به فروض مربوط به رشد تولید ناخالص داخلی منطقه ای نیز بستگی دارد.

برای صنعتی که ظرفیت تخمینی آن جایی بین 1 و 2 درصد در طول سال رشد می کند، این رقم می تواند رقم بسیار بزرگی باشد. سایر بخش ها نیز ممکن است با کاهش مشابهی در نرخ رشد خود مواجه شوند در حالی که رشد کلی تقاضا برای محصولات پتروشیمی احتمالا همچنان از رشد تولید ناخالص داخلی پیشی خواهد گرفت. به عنوان مثال، در بخش تولید محصولات شیمیایی کشاورزی تغییر در الگوی مصرف این مواد و نیز پتانسیل موجود برای ذخیره بهره وری در زنجیره غذایی موجود می تواند تقاضای کلی مواد شیمیایی را تحت تاثیر قرار دهد.

همچنین نشانه هایی از تغییر و تحولات بلندمدت تر نیز وجود دارد. حدس ما این است که مدل تولید مواد شیمیایی تخصصی نیز به طور فزاینده مورد تهدید قرار گرفته است. یکی از عقاید رایج در این صنعت این است که تغییر پورتفوی صنایع پایین دستی به سمت تولید بیشتر مواد شیمیایی تخصصی یکی از راه های مطمئن مقابله با چالش های مربوط به رشد و ایجاد ارزش است.

اما ما به شدت به این موضوع مشکوک هستیم. دنیای مربوط به تولید مواد شیمیایی تخصصی به خوبی تعریف نشده است و به همین دلیل اندازه گیری تولیدات آن خیلی سخت است، اما بر این باوریم که میزان این تولیدات در حال کاهش است.

 نوآوری در جهت توسعه محصولات جدید متمایز و بنابراین تخصصی- یک بازی میلی متری شده است. به جز نوآوری هایی که در تولید فرآورده های ضد آفت صورت گرفته است، به سختی می توانیم یک محصول جدید پتروشیمی یا شیمیایی نام ببریم که توانسته است انقلاب عظیمی در صنعت پتروشیمی ایجاد کند. 

حتی در توسعه کاربردها، بخش هایی که در آنها مصرف کنندگان تمایل به پرداخت بیشتر برای راه حل های دقیق تر و خاص تر دارند هم پیشرفت چندانی نداشته اند، زیرا بازارهایی که به سرعت در حال رشد هستند (یعنی چین و هند) تمایل کمتری برای این پرداخت ها دارند. ضمن اینکه توسعه کاربرد محصولات می تواند تنها بخشی از فرسایش حاشیه ای در کسب وکار اصلی بالادستی را جبران کند.

تعداد بازدید : ۵۶



پست الکترونیک را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید