109

اهمیت نیروی انسانی در حمایت از تولید داخلی

(شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۷) ۰۸:۰۰

منابع انسانی با ارز شترین منبع سازمانی در فرآیند خلق ثروت می باشند که مهمترین اهداف بنگاه اقتصادی در جهت حداکثر نمودن ارزش بنگاه و ثروت مالکان و تأمین خواسته ها و انتظارات ذینفعان است. نقش مؤثر نیروی انسانی را می بایست در نقش و کارکرد مدیریت تبیین نمود.

کسانی که کم و بیش با مسائل اقتصادی سرو کار دارند، می دانند که بنگاه های اقتصادی معمولا از کارگران به منزله یکی از عوامل مهم و مؤثر در امر تولید استفاده می کنند، صرف نظر از این که عامل کار را در تولید از دیگر عوامل تولید مهمتر بدانیم یا نظر دیگری داشته باشیم، موضوعات و مسائلی دربارۀ عامل کار در تولید وجود ندارد که پرداختن به آنها در محدودۀ اقتصاد کار یا اقتصاد نیروی انسانی قرار نگیرد.

هر سازمانی که موضوع پرورش منابع انسانی یعنی یافتن، آموزش، به کارگیری استعدادها و توانمند سازی منابع انسانی خود را جدی بگیرد، در زمینه فعالیت خود کامیاب شده و کارکرد و دارایی آن نیز افزایش خواهد یافت. بزرگی هر سازمان به اندازه کسانی است که برای آن کار می کنند.

رشد کسب کار و کار بر محور کارکنان آن دور می زند و یا کامیابی یا شکست آن به یافتن مردمانی شایسته و مناسب بستگی دارد که برای انجام دادن کار های آن پیدا می شوند.

شاخص های اصلی اقتصاد

به طور کلی عملکرد هر اقتصادی را بوسیله سه شاخصه اصلی، رشد تولید ملی )رشد اقتصادی(، نرخ اشتغال و نرخ تورم ارزیابی می کنند. رشد اقتصادی بالا به مفهوم افزایش در تولید کالا ها و خدمات در سطح ملی و به معنای رفاه اقتصادی بیشتر برای مردم است. در شرایط عادی و در طول زمان، تولید ملی تمایل به افزایش دارد. دلیل رشد طبیعی تولید ملی در طی زمان، از یک طرف به دلیل افزایش کمی عوامل تولید نظیر افزایش در نیروی کار و سرمایه فیزیکی است و از طرف دیگر به سبب افزایش کیفی عوامل تولید، یعنی افزایش بهر ه وری آن ها، به خصوص از طریق ارتقا و بهبود تکنولوژی در سطح ملی است.

همچنین طبق قانون اوکان  )اقتصاددان معروف آمریکایی(  رابطه مستقیمی بین افزایش تولید ملی و میزان اشتغال وجود دارد. به عبارت دیگر، برای افزایش تولید ملی احتیاج به استفاده بیشتر از عوامل تولید است. از طرفی دیگر، در مواقع رونق اقتصادی )یعنی تمایل به بسط تولید) تقاضا برای عوامل تولید بیشتر می شود. به بیان روشن تر رابطه مستقیمی بین تولید ملی و اشتغال، و یا رابطه معکوسی بین تولید ملی و بیکاری وجود دارد.

سرمایه و منابع انسانی

نیروی کار اصلی ترین و مهم ترین عامل تولید است و در اصل یکی از عواملی است که می تواند تا اندازۀ زیادی محدودیت ها و کمبود های فیزیکی و مادی را در دیگر عوامل جبران کرده و به افزایش تولید، کمک اساسی کند؛ به عبارت دیگر، نیروی کار، فقط در توانایی فیزیکی کارگر خلاصه نمی شود. هر کارگر در واقع ترکیبی از اجزای مادی و کیفی است که به گواهی تاریخ، تفکر انسان بسیاری از کاستی ها و محدودیت های مادی را با تکیه بر نیروی فکر و استعداد انسانی، یا برطرف کرده، یا کاهش داده است. در حقیقت تولید اقتصادی از دو نظر به منابع انسانی و کار او بستگی دارد؛ از نظر ایجاد  تغییرات به کار بدنی و فیز کیی و از نظر چگونگی تغییرات مثبت به نیروی کار فکری بشر متکی است. از این رو منابع انسانی و کار انسان، مهمترین جایگاه و اهمیت را در تحقق معنا و مفهوم تولید اقتصادی دارا می باشند.  تولید اقتصادی تنها زمانی معنا و مفهوم می یابد که کار فکری در کنار کار بدنی انسان، به چیزی که از آن به منابع مادی یاد می شود تعلق گیرد. انسان با اندیشه و فکر خود تغییرات مثبت در منابع مادی را شناسایی می کند و سپس با مهندسی، آن تغییرات را با کار بدنی انجام می دهد. آنچه امروزه به نام تکنولوژی مطرح است، مگر چیزی غیر از تبلور عینی و تحولات شگرف فکر انسان در تسلط بر طبیعت است؟ حتی مدیریت که به منزلۀ عامل تولید ذکر می شود در واقع، توان نیروی کار در اداره کردن بنگاه اقتصادی و ... است.

آنچه بیش از هر چیز در سال های اخیر در کشورهای پیشرفته مورد توجه قرار گرفته، سرمایه انسانی بوده است. منابع انسانی دو نقش اصلی در تولید و رشد اقتصادی به عهده دارند:

·         نقش کار به عنوان یک عامل اولیه تولید؛

·         نقش انسانی به عنوان یک عامل فراتر از کار و سایر عوامل تولید.

امروزه دیگر کار به عنوان یک عامل کمی در تولید و توسعه مطرح نیست بلکه توجه به کیفیت و کارآیی نیروی کار و افزایش بهره وری به دلیل آثار و نتایج سودمند آن بسیار زیاد می باشد. به طور مثال بازسازی ژاپن در سال های بعد از جنگ جهانی دوم به طورعمده به اتکای سرمایه انسانی گسترده آن کشور بود نه سرمایه های وارداتی از خارج یا منابع مادی آن کشور.

مطالعات انجام شده نشان می دهد که علل عقب افتادگی کشورهای توسعه نیافته، به طور اساسی ناشی از تأثیر پدیده بهره وری پایین می باشد. بنابراین رشد بالای بهره وری به خصوص بهره وری نیروی کار، همه فعالیت های اقتصادی و اجتماعی را تحت تأثیر قرار خواهد داد. افزایش بهره وری نیروی کار در بخش صنعت بر روی ظرفیت تولیدی، کیفیت کالای تولید شده، کاهش هزینه ها، کاهش قیمت ها و بررسی سرمایه گذاری اثر می گذارد. بهبود بهره وری می تواند از درون دامنه گسترد ه ای از برنامه ها سرچشمه گیرد.  برنامه هایی که توقعات عملکرد، شرح شغل و وظیفه های شغل را روشن می سازد نه تنها به کار می انجامد، که در بهتر کردن بهره وری نیز مؤثر و کارساز است.

با نگاهی به مراحل تمدن بشری مشخص می شود که نقش نیروی انسانی از نیروی کار ساده )قدرت بازو وکار مکانیکی( به سرمایه انسانی )دانش و مهارت(  که اصلی ترین عامل تولید به شمار می رود، تکامل یافته است.

امروزه این حقیقت مسلم شده است که تزریق مقادیر زیادی از سرمایه های فیزیکی و مادی به کشورهای جهان سوم لزوما موجب تسریع روند توسعه آنها نشده است، بلکه تنها کشورهایی که از یک سازمان کار آمد و درعین حال از سرمایه های انسانی متخصص برخوردار بوده اند، توانسته اند سرمایه فیزیکی و مادی را به نحو مناسب جذب و در تسریع روند رشد آن را به کار گیرند. سرمایه گذاری در نیروی انسانی و اعتلای کیفیت نیروی کار یکی از زمینه ها و راه های اصلی و اساسی افزایش بهره وری و تسریع رشد اقتصادی جامعه است. در بررسی های اقتصادی می توان گفت که سرمایه انسانی یک مفهوم کاملاً اقتصادی است در واقع خصوصیات کیفی انسان، نوعی سرمایه است؛ چرا که این خصوصیات می تواند موجب بهره وری و تولید بیشتر و درآمد و رفاه بیشتر شود.

عوامل رشد اقتصادی

الف( رشد نیروی کار ب( رشد سرمایه موجود ج( پیشرفت تکنیکی

افزایش در تعداد افرادی که کار می کنند، رشد نیروی کار خوانده می شود که در نهایت منجر به رشد اقتصادی کشور می گردد. لذا این مسئله در جای خود می تواند باعث افزایش تولید سرانه گردد و همچنین تأثیر بالقوه ای در رفاه

اجتماعی داشته باشد. رشد نیروی کار خود به فاکتور های زیر بستگی دارد:

افزایش طبیعی جمعیت: از طریق افزایش میزان تولد به میزان مرگ در نظر گرفته می شود.

مهاجرت بین المللی: رفت و آمد مردم بین کشور ها به میزان زیادی که از طریق درجۀ پویایی نیروی کار بین ممالک معین می شود.

میزان مشارکت: نسبت بین جمعیت فعال از نظر اقتصادی به کل جمعیت را میزان مشارکت گویند.

دانش محوری در تولید

استفادۀ حداکثری از ظرفی ت های تولید ملی بدون اشتغال نیروهای انسانی و بلکه ارتقاء آنها از طریق دانش و مهارت ممکن نیست. این نیز جهت دیگری است که تمرکز بر تولید به کاهش بیکاری و فقر، رشد دانش و مهار ت ها و افزایش بهره وری نیروی کار منجر می شود.  بلکه می توان گفت توانمندی تولیدی مقصدی است که بی شک از راه دانایی

محوری می گذرد. تنها در یک حالت افزایش تولید بدون دانش محوری ممکن است و آن بسنده کردن به خا م فروشی منابع طبیعی و سرمایه های ملی است که در ظاهر تولید اقتصادی کشور را بالا می برد، اما استفادۀ حداکثری از نیروی انسانی  )شاخص اشتغال( و کیفیت آن )شاخص دانش و مهارت(  را تغییر نمی دهد.

رشد توان تولید و اقتدار اقتصادی

رشد توان تولیدی یک نقش منحصر به فردی را بازی می کند و آن نقش توان تولید اقتصادی در اقتدار سیاسی بین المللی است. به هر حال رشد توان تولیدی یک کشور در سرآمدی اقتصادی و در نفوذش در مجامع بین المللی و مصونیت آن در امنیت تأثیری بسزا دارد.  اقتصادی که بنیۀ تولیدی ضعیف و وابستگی های راهبردی داشته باشد،

توان پایداری بر موضع عزت و مستقل خود ندارد و به زودی در برابر فشارهای خارجی تسلیم خواهد شد.

رشد توان تولیدی در عرص هی علمی و فکری و در حوزه های فرهنگی و محصولات دفاعی امنیتی و مانند آن، همگی موجب پویایی ظرفیت های داخلی و سرآمدی و اثرگذاری ایران اسلامی در سطح جهانی خواهد شد. رشد تولید همیشه منوط به استفادۀ بیشتر از سرمایه، انرژی، نیروی کار و منابع طبیعی نیست، بلکه وضعیت بهینه آن است که با استفادۀ بهر ه ور از منابع موجود، تولید بیشتری صورت دهیم؛ اما با توجه پایین بودن نرخ بهره وری در کشور، با راه افتادن لوکوموتیو بهره وری ب یتردید قطار تولید ملی نیز توان و سرعتی دو چندان خواهد گرفت.

تعداد بازدید : ۲۲۸



پست الکترونیک را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید